اشك رازيست، لبخند رازيست، عشق رازيست، اشك آن شب لبخند عشقم بود قصه نيستم كه بگويي
نغمه نيستم كه بخواني، صدا نيستم كه بشنوي، يا چيزي چنان كه ببيني
يا چيزي چنانكه بداني، من درد مشتركم مرا فرياد كن
![]()

+ نوشته شده در دوشنبه 15 آبان1385ساعت 21  توسط هوتن.م
|
