تبليغاتX
زندگی با عشق زیباست -

زندگی با عشق زیباست

دستهایم به تو فکر می کنند وقتی زیر چانه ام مشت می شوند !

این روزها , برای نوشتن تا دلت بخواهد حرف هست 
تا دلت هم بخواهد , تنبلی هست 
وقت هم که نیست 
من می مانم و کاغذ های بی خط  و ذهنی خط خطی  .
کاش یکی می آمد خط خطی های ذهنم را با پاک کن فراموشی می زدود ... 

 گاهی وقت ها حس می کنم همین تعدد آدم ها
 
همین شلوغی بی معنا , همین سر و صداها و همین جوامع بشری !
 
باعث تنهایی هر کسی با خودش می شود
 
در میان این شلوغی که نگاه می کنی , می بینی هر کسی بار تنهایی خویش را به دوش می کشد
 
مثل قطره هایی که میلی به دریا شدن ندارند
 
خشک , مثل دانه های تگرگ , در کنار هم می لولند

و میلی به حرکت و جریان یافتن از خود نشان نمی دهند
 
انبوهی از دانه های خشک و ریز و درشت تگرگ بر زمین می مانند تا دانه دانه آب گردند

و در کویر خشک خاطرات  فراموش شده ,
 
برای همیشه مدفون شوند ,
 
گاهی از گوشه و کنار کویر جوانه ای سر می زند

و زود , در حرارت غرور کویر , مبدل به خاری گزنده می شود
 
و بعضی از همین دانه های تگرگ , بر خلاف روال , بخار می شوند و پر می کشند

 به سوی آسمان
 
آن بالا , حس یکی شدن را تجربه می کنند و می روند رو به سوی دریا
 
راه اگر زمینی میسر نباشد , آسمان به این بزرگی که هست
 
ولی کاش می فهمیدیم که

 تنهایی ...  نمی شود .

 زندگی برای من شبیه یک بازی گل یا پوچه
 
درون یک دستم , تمام پوچی های زندگی ام
 
و درون دست دیگرم گلیست اندازه تمام زیبایی ها و معناهای زندگی خودم

در این بازی وقتی برنده ام که , خودم

 دستی که درون آن گل است را ,
 
پیشکش کسی کنم که
 
روبروی من , به انتظار , ایستاده است ... 

 

دوستان عزیز این  id  فقط برای با خبر شدن از بروز شدن وبلاگ هستش

شما میتونین با  add کردن این  id  از بروز شدن وبلاگ با خبر شوید.     

                            aknmhi@yahoo.com                    

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 13  توسط هوتن.م  |