نغمه زندگی ام به گوش زندگی ات نتواند رسید . ولی بیا با هم سخن گوییم باشد که هراس تنهایی را احساس نکنیم . من آمده ام تا حرفی را بگویم و آن را خواهم گفت . اگر پیش از به زبان آوردن آن مرگ مرا دریابد فردا آن را به زبان می آورد . زیرا فردا هیچ رازی را در کتاب ادبیت پنهان نمی گذارد . من آمده ام تا در شکوه و روشنایی عشق و زیبایی زندگی کنم . من اینجایم . زنده . مردم نمی توانند مرا از زندگیم تبعید کنند . اگر آن ها چشمانم را در آورند من به نجوای عشق و نغمه های زیبایی و سرور گوش خواهم سپرد . اگر آنها بخواهند مرا از شنیدن باز دارند من وجد و سرور را در نوازش نسیم خواهم یافت که آمیخته ای ایست از رایحه زیبایی و حلاوت نفس های عاشقان . اگر هوا را از من دریغ کنند من با روحم زندگی خواهم کرد . زیرا روح خواهر عشق و زیبایی است .
من آمده ام تا برای همه و در میان همه باشم ![]()
